دخترک افسانه میبافد...
تو آراگورن ٬من گندالف... نه نه . تو آراگورن من بانو گالادریل... آره اینجوری خوبه!
فقط یه چیزی... آخه میدونی من دلم همیشه یه جورایی واسه اسمیگل میسوخته... آرون هم عشقشو دوس دارم... ولی نه من همون بانو گالادریل... تو هم آراگورن!
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت
0:50 AM توسط خودم
|
...
این انتخابات کوفتی کم کم داره میره رو اعصابم... قبلا ها فقط وقتی یه تصمیم شخصی و مستقیم داشتم قاطی میکردم و گیج میزدم از یه ماه قبلش... حالا باید واسه چیزی حرص بخورم که نقشم توش در حد یه نخود سیاه تو جیب یکی از بازیگرای سیاهی لشگره!!
+
نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت
8:59 PM توسط خودم
|