بطور مثال این روزها علاوه بر اینکه همه طپش نگاه میکنند.و شما چطور؟ کزت هایی رو میبینیم که بدون دریافت حقوق در نقشهای کزت منشی٬ کزت بایگان٬ کزت تحویلدار٬ کزت پستچی! ٬کزت پیکی! و کزت راننده ایفای نقش میکنند!!
و البته دودلک ما به داستان زندگی تمامی این کزت ها علاقه مند هستند. شما چطور؟
من دست و صورتم رو میشورم. هر روز. حموم هم میرم. هر روز.
من به خودم افتخار میکنم. آره. آره. من باید به خودم افتخار کنم. من آدم تمیزیم. من آدم خوبیم.
صدامو میشنوی؟ ببخشید اینجا یکم صدا میپیچه.
آره . میگفتم. اینو همه میگن. همه از وضعیت راضین...
ما خوشحالیم... خوب آخه ما همه اینجا آدمای مهمی هستیم...
خوب دیگه وقتشه. دارن صدام میکنن. این بو رو حس میکنی؟ چند وقتیه اینجا پیچیده.
ولی همه میگن جای نگرانی نیست... به اون هم عادت میکنیم.
+: وای . یادم باشه یه رژ نارنجی بخرم!!!
-: ولی باهم قهر بودین! یعنی اون باهات قهر بود!
+: اه اه... یادم باشه رژ لب نارنجی نخرم هیچ وقت!
نشسته كنار تخت. پاهاشو آويزون كرده و تاب ميده .زل زده به يكي از چهارچوب ها و آروم زمزمه ميكنه... " برم؟ نرم؟ برم؟ نرم؟..."
يه نسيم خنك ميپيچه تو اتاق... لرزش خفيفي به تنش ميده. موهاش ميريزه تو صورتش. نگاهش ميچرخه به سمت در...
پاميشه و ميره دستشويي!